جشنوارهی تئاتر فجر هم شروع شد و ما امسال بر خلاف سنوات گذشته بیکاریم.خوشا به حال کاردارها! (برای خالی نبودن عریضه)
هرچند بنده قرار بود در نمایشهای نبرد و مدهآ به کارگردانی دکتر قطبالدین صادقی به بازی بپردازم، ولیکن که این کار طبق همان سنت دیرین که در پستهای پیشین بدان اشاره شد بنا به دلایل مشکوکی متوقف گردید! و از تاریخ تعطیلی این نمایش بنده به شخصه خبر موثقی از اوضاع و احوال دکتر صادقی در دست ندارم؛ امیدوارم ایشان هرکجا که هستند موفق و پیروز باشند کمافیالسابق.
کلن قصد داشتم مقادیری نق بزنم که از صرافت آن هم افتادم. به هرحال همین است که هست. نیمهی پر لیوان را میبینم که خوشبختانه هنوز جشنوارهیی برگزار میشود ـ هرچند بدون حضور بنده ـ بدا به حال روزی که دیگر همین جشنوارهی بیرمق را هم نداشته باشیم که بخواهم برایش نق بزنم …
پس:
تئاتر برای همه
۳ دیدگاه
آخی…
درکش مشکل نیست… وقتی یک جریان تقریبا همگانی وجود داره و آدم علاقمنده که در اون حضور داشته باشه و بنا دلایلی نمی تونه طبعا احساس ناراحتی می کنه…
جوان اول دانشکده سینما تئاتر:
خوشحالم که با این اوصاف نیمه پر لیوان رو هم می بینی… نق زدن برای چه؟ شما گل سر سبد دانشجویان این دانشکده و مایه افتخار اون هستی (هر چند خیلی بداخلاق هم هستی!!!!!!)… دروغ و تملق در کار نیست، حداقل رزومه تون که اینطوری نشون می ده… شما کسی هستی که از فرصتهاتون به نحو احسن استفاده کردی و می کنی و تنها دانشجوی این دانشکده هستی که این همه کار حرفه ای در پرونده کاریش داره… حالا اگه امسال بیکار شدی، این بر می گرده به طبیعت این حرفه که یه روز هست و یه روز نیست، یا به قول شما هینه که هست… اما تا اونجایی که بنده شما رو می شناسم به زودی یک موقعیت مناسب دیگه برای فعالیت پیدا می کنی، یعنی اصولا در نمی مونی… پس بکوش تا هیچگاه بیکار نباشی (بیکاری خیلی بده و در شان شما نیست D:)… بنده همواره شما را ستایش کرده ام حتی در اون مقطعی که دلخور بوده ام…
و اما:اگر خواهش کنم از جمله همینه که هست کمتر استفاده کنی ناراحت می شوی؟ باور کن گاهی اوقات جمله خوبی نیست و باعث نوعی جبرگرایی و مانعی برای رسیدن به هدف خواهد شد…
تئاتر برای همه همه برای تئاتر. این چی بود من گفتم
می کشمشوننننننننننننننننننننننننن!