دوستان برگه خوراک به روزرسانی شد. از این برگه میتونید مشترک نوشتههای گاهنگار یا دیگر بخشهای در دسترس بشید.
نوشتهی : اشکان جنابی
دستهی : تازهها
این وبگاه مدت زیادیه که راهاندازی شده ولی همچنان به صورت نصفه و نیمه!
از این رو بر آن شدم که دیگه به صورت جدی سر و سامونی بهش بدم!
شما هم اگه گذرتون به اینجا افتاد بنده رو از نظرات گرانبهاتون محروم نفرمایید.
با سپاس!
نوشتهی : اشکان جنابی
دستهی : تازهها
مدت زیادیست که این وبگاه راه افتاده ولی هنوز نوشتهی تازهای در آن فرستاده نشده. مقدار زیادیش مربوط به تنبلی شخصی بود و مقداری هم فقدان دل و دماغ!
واقعن این روزها دنبال هر بهانهای که میگردم برای شادی – یا حتا تظاهر به آن – بیشتر مایوس میشم. کاش مجالی بود که از این پچپچههای هرروزه، این سیاستزدهگی ناگزیری که ناخواسته خفتمان را چسبیده رها بشم. کاش میشد مدت نامحدودی به هیچچیز فکر نمیکردم … به هیچ چیز! کاش اینقدر اخباری که اصلن و اصولن نباید به من ربطی پیدا میکرد نمیشنیدم.
کاش مجال اندکی آرامش بود…
من به همین قانعم
نوشتهی : اشکان جنابی
دستهی : بیربط
مرد: خوشحالی؟
زن: یعنی چی؟
مرد: هیچی، خوشحالی؟
زن: واسه چی باید خوشحال باشم؟ …
مرد: هیچی، وا بده …
زن: وا؟ یعنی چی خب؟ بگو ببینم
مرد: ای بابا، هیچی، خوشحالی … خوشحالی … چیزی نیست کلن …
زن: مسخره کردی منو؟ من که میدونم یه منظوری داشتی …
مرد: چه منظوری داشتم؟ چهطور نفهمیدم خودم؟ » ادامهی نوشته…
امروز از خبرگزاری امید با بنده تماس گرفته شد و مصاحبهای با موضوع بیمه برای هنرمندان انجام شد. ابن گفتگو با جرح و تعدیل فراوان ـ که اصولن دور از انتظار هم نیست! ـ روی سایت این خبرگزاری قرار گرفته که میتوانید از اینجا بخوانیدش.
هرچند تغییراتی که با سلیقهی مصاحبهگر صورت گرفته خیلی اساسی و قابل اعتراض نیست ولی یادآوری چند نکته میتواند به روشنتر شدن اصل سخن کمک کند: » ادامهی نوشته…
جشنوارهی تئاتر فجر هم شروع شد و ما امسال بر خلاف سنوات گذشته بیکاریم.خوشا به حال کاردارها! (برای خالی نبودن عریضه)
هرچند بنده قرار بود در نمایشهای نبرد و مدهآ به کارگردانی دکتر قطبالدین صادقی به بازی بپردازم، ولیکن که این کار طبق همان سنت دیرین که در پستهای پیشین بدان اشاره شد بنا به دلایل مشکوکی متوقف گردید! و از تاریخ تعطیلی این نمایش بنده به شخصه خبر موثقی از اوضاع و احوال دکتر صادقی در دست ندارم؛ امیدوارم ایشان هرکجا که هستند موفق و پیروز باشند کمافیالسابق.
کلن قصد داشتم مقادیری نق بزنم که از صرافت آن هم افتادم. به هرحال همین است که هست. نیمهی پر لیوان را میبینم که خوشبختانه هنوز جشنوارهیی برگزار میشود ـ هرچند بدون حضور بنده ـ بدا به حال روزی که دیگر همین جشنوارهی بیرمق را هم نداشته باشیم که بخواهم برایش نق بزنم …
پس:
تئاتر برای همه
نوشتهی : اشکان جنابی
دستهی : بیربط
مثلی هست که میگه شهر که شلوغ بشه غورباقه هفتتیر میکشه.
خیلی سادهانگارانه خواهد بود که هفتتیرکشی غورباقه رو فقط نتیجهی شلوغ شدن شهر بدونیم؛ همونطور که ابوعطا خوندش رو هم نباید فقط تحت تاثیر سربالا رفتن آب دونست.
این دیگه مثل روز روشنه که غورباقه اصولن موجودی واکنشیست؛ یعنی هر تغییر و تحولی در محیط زیستیش باعث بروز واکنشهای متفاوتی در اون میشه. ولی آیا فقط همین تغییر و تحولات محیطی باعث ایجاد این واکنشها میشه یا اینکه مسائل عمیقتری وجود داره که ما مدتهاس از اونها غافلیم؟ » ادامهی نوشته…
دو نظریهی اساسی در باب نوشتن وجود دارد:
یک: وقتی نوشتنت نمیآید زور نزن!
دو: وقتی نوشتنت نمیآید زور بزن!
فقط همین دو نظریه موجود است و راه دیگری هم نیست.
برای کشف راه سوم قطعن زور نزن!
.
.
.
پینوشت: در همین نوشته از یکی از همین دو نظریه استفاده شده!
نوشتهی : اشکان جنابی
دستهی : قصار
ـ به دنبال خودم میروم
این را گفت و راه افتاد. دیری بود که خودش را گم کرده بود.
این داستان، آنجا بود که دوستان دیگر آینه نبودند. آینه هم دیگر دوست نبود.
رفت و رفت. » ادامهی نوشته…
نوشتهی : اشکان جنابی
دستهی : داستانک

نمایشنامهخوانی خیانت هم اجرا شد رفت پی کارش. استقبال خوبی از کار شد و بهنظر بنده اجرای قابل قبول و آبرومندی بود. بعد از اجرای دوم یک نشست نقد و بررسی با حضور محمد چرمشیر، محمد یعقوبی و نگار جواهریان برگزار شد که مباحث اون بیشتر دربارهی نمایشنامه و شخص پینتر بود.
برای اطلاعات بیشتر میتونین به سایت خانهی هنرمندان ایران یک سری بزنید. » ادامهی نوشته…
بایگانی
جستوجو
دستهها
نوشتههای تازه
دیدارها
بازدید امروز وبگاه
Powered By
